تبليغاتX
تئاتر مانیفست چو
تئاتر
 www.2rnaz
عکس:عکسی ازکودکی اشکان خطیبی وترانه علی دوستی کنارهم [ December 30, 2008 11:37 PM ]


kodak-h.gif
مانیفست چو"بعد از نزدیک به یک سال کش و قوس بالاخره از روز سه شنبه بیست و ششم آذر ماه در سالن چهار سوی تئاتر شهر روی صحنه رفت . در این اثر نمایشی، "مهتاب نصیرپور"، "اشکان خطیبی"، "ترانه علیدوستی"، "افشین هاشمی"، "سیما تیرانداز" و "هومن برق نورد" به عنوان بازیگر حضور دارند. ضمن اینکه "نگار اسکندرفر" به عنوان مجری طرح، "محسن شاه ابراهیمی" طراح، "حبیب رضایی" به عنوان مشاور کارگردان و "علیرضا فولادشکن"، "پدیده جمال ها"، "مهران نصیرپور" و "سینا رازانی" به عنوان گروه کارگردانی، رحمانیان را در اجرای این اثر یاری می دهند.

ذکر این نکته ضروری است که "هومن برق نورد" در اکران فعلی این نمایش جایگزین "علی عمرانی" شده است که به دلیل همزمان شدن این اثر نمایشی با یک پروژه کاری دیگر نتوانست "محمد رحمانیان" و گروهش را دراجرای نمایش جدیدش همراهی کند و به همین دلیل نیز در بروشور توزیع شده از زحمات وی در تمرین و اجرای زمستان 86 تقدیر شده است .

در این نمایش بازیگر دیگری نیز وجود دارد که مدتی پیش جاودانه شد :احمد آقالو .احمد اقالو در این تئاتر حضوری تصویری دارد و در حین اجرا تصاویری از او را در حال پخش می بینیم .

"مانیفست چو" یک نمایش مستند است. آنچه از قرائن بر می آید اینکه تقریبا تمامی نمایشنامه بر اساس تحقیقات رسمی و غیر رسمی نوشته شده است.طرح این نمایشنامه از هفته های اول وقوع حادثه که در رسانه های خبر ی جهان انعکاس وسیعی داشت شکل می گیرد و تحقیقات اولیه توسط نویسنده در این زمینه آغاز می شود . رحمانیان در مصاحبه های خود در خصوص تحقیقات بر روی این موضوع می گوید :" ابتدا فیلم‌ها و عکس‌های مورد نیازبرای طرح جمع‌آوری شدند. البته به اقتضای موضوع نمایش ، مجبور شدیم از ‌محققی در خارج از کشور استفاده کنیم. این محقق‌ دانشجویی ایرانی در شهر ویرجینیاست که با ما همکاری می‌کند." بخشی از این مستندات جمع اوری شده به صورت فیلم در هنگام نمایش پخش می شود. اظهارات شاهدان عینی، گزارشگران شبکه های مختلف تلویزیونی و از همه مهم تر گفتار 1800 کلمه ای "چو "که بخشهایی از آن نمایش داده می شود. با توجه به اینکه کلیه مستندات حادثه از جمله گفتار "چو" به عنوان مهمترین سند به زبان انگلیسی بود کارگردان تصمیم می گیرد برای همسانی کلام میان مستندات تصویری و زبان نمایش، این اثر رابه زبان انگلیسی به صحنه ببرد.بدین ترتیب داستان کشتار بیرحمانه ی دانشگاه "ویرجینیا تک" از زبان شش بازیگر و یک "ناظر کبیر" و یا به عبارتی "برادر بزرگ" روایت می شود.

موضوع نمایش واقعی، ساده، و در عین حال هراس انگیز است: این شش بازیگر با راهنمایی "برادر بزرگ" قصد دارند این واقعه را به نمایش تبدیل کنند، این گروه هر چه تلاش می کنند و در بررسی این حادثه به هر شکلی که اقدام می کنند با بن بست مواجه می شوند، چرا که هرگز به تصویر کاملی از واقعیت دست نمی یابد، و این باعث می شود که آنان با وجود همه تلاش و کوششی که به خرج می دهند تنها بخشی از حقیقت را دریابند، بخشی که در مواجهه با بخشهای دیگر بسیار پارادوکسیکال و گاه و غیر قابل باور به نظر می رسد. در این میان، حتی داوری تماشاگران هم نه تنها دردی را دوا نمی کند، بلکه گرهی به گره های کور ماجرا می افزاید.سرانجام، در پایان، گروه شش نفره بازیگران و تماشاچی با انبوهی پرسشهای بی پاسخ مواجه می شوند.

در نهایت گروه بازیگران به این نتیجه می رسند که در وقوع این حادثه تراژدیک، که بزرگترین فاجعه جامعه مدنی آمریکا در تاریخ معاصر نیز لقب گرفت ،عوامل بسیار زیادی دست به دست هم داه اند که بسیاری از آنها با وجود کنکاش فراوان ناشناخته باقی می مانند و هر گز برای ما روشن نمی شوند . در حقیقت می توان گفت در این واقعه، همچون نمایش های تراژیک یونان، بسیاری از عوامل دست به دست هم داده اند تا این حادثه قم بخورد . همچنان که "ادیپ" نتوانست راز تقدیر شوم زیستن خود را بیابد، ما نیز قادر به کشف اسرار این فاجعه نیستیمو نخواهیم بود. و در نهایت گروه بازیگران پرسش پایانی خود را با تماشاگران در میان می گذارند که :" چگونه می توان از تکرار چنین فجایعی جلوگیری کرد؟"

مانیفست چو در حقیقت گونه ای از تئاتر مستند است که متاسفانه در ایران کمتر به آن پرداخته شده است و شاید نتوان برای مقایسه آن با نمونه مشابه مورد خوبی را مثال زد . در حقیقت رحمانیان با "مانیفست چو"اینگونه از تئاتر رادر ایران ،که در نگاه تماشاگر امروز تازه و عجیب و نو جلوه می کند ، بازمعرفی می کند و البته به سبب اینکه ما ایرانی ها معمولا در برابر هر نوآوری و تازگی معمولادر ابتدا گارد می گیریم ،این تئاتر نیز پیش از به صحنه آمدن دچار حاشیه ها و حساسیت ها و بحث هایی شد که به اعتقاد من بخشی از ان به سبب تازگی کار و عدم برقراری ارتباط منتقدین با این نوع کار بود.

اینگونه از تئاتر تلاش دارد با تکیه بر مستندات و آنچه اتفاق افتاده است ، دست به بازآفرینی حادثه یا رخداد بزند و از این منظر تماشاگرنیز کاملا در حال و هوا و جریان رخداد صورت گرفته قرار می گیرد. در چنین حالتی بیننده در مواردی از نزدیک و حتی شاید در بطن حادثه یا ماجرا یا هر آنچه که وقوع یافته و باز آفرینی می شود قرار می گیرد و از همین روست که می تواند در مورد رخداد یک قضاوت کاملا شخصی و مختص به خود و البته برای خود داشته باشد.

به همین دلیل است که در "مانیفست چو" در برخی صحنه ها بازیگران و تماشاگران یکی می شوند . با پیش فرض اینکه همه تماشاگران پیش از ورودبه محل اجرا با مطالعه بروشور یا اطلاع از اخبار مربوط به نمایش از موضوع کاملا مطلع هستند ، در برخی از صحنه ها دقیقا با همان سئوالات ذهنی بازیگران مواجه می شوند .

تماشای مستندات حادثه بویژه مونولوگ "چو"و نیز سخنان "ناظر کبیر" توسط بازیگران و در حضور تماشاگران و نزدیکی بازیگر به تماشاچی (که گاه به بیننده این ذهنیت را ایجاد می کند که خود نیز در میان بازیگران است و از گروه انها در یافتن پاسخ پرسش ) به او این فرصت را می دهد که در یک فضای مشترک و بی فاصله به بررسی حادثه از زاویه شخصی خود بپردازد و در چنین حالتی هر بیننده یک داوری ذهنی مستقل و مجزا از دیگران خواهد داشت و به پاسخ هایی شخصی دست خواهد یافت که ممکن است در عین اقناع شدنش برای تماشاچی کناری و یا یکی از بازیگران این گروه قانع کننده نباشد . به همین خاطر است که در پایان نمایش بازیگران به همراه تماشاچیان به این نتیجه می رسند که نمی توان به کشف کامل ماجرا نائل شد .

این تئاتر گذشته از نو آور بودنش در نمایش یک تئاتر مستند با اجرای انگلیسی خود نیز نوآور و پیشرو است . برای اولین بار است که تئاتری با زبان انگلیسی توسط بازیگران شاخص و شناخته شده به صورت کامل به زبان انگلیسی اجرا می شود .

هر چند بازیگران در اجرای خود به فراخور دانش و آگاهی قبلی خود از زبان انگلیسی بصورت مشابه عمل نمی کنند و به وضوح شاهد تفاوت در فن بیان بازیگران هستیم ، اما در نهایت تلاش جمعی همه آنها برای اجرای نمایش در زبانی غیر از زبان مادری ستودنی است .

در میان بازیگران اجرای "اشکان خطیبی " و "ترانه علیدوستی " از نظر نوع تلفظ و شیوه بیان کلمات و عبارات با دیگر بازیگران متفاوت است . همچنین در برخی از صحنه ها به وضوح شاهد کم رنگ تر شدن نقشی که "هومن برق نورد "بازیگر آن است ، می باشیم که احتمالا بدلیل کم بودن توانایی او در این نوع بیان و دیالوگ گفتن بوده است و نیز در برخی دیالوگها شاهد سرعت بیان و خوردن کلمات توسط "سیما تیرانداز" و "مهتاب نصیرپور" هستیم که با وجود دقت زیاد بیننده متوجه آن جملات نمی شود .

اغلب گفتار و دیالوگ ها به نسبت مساوی بین بازیگران(بجز نقش چو که افشین هاشمی بازی می کند) تقسیم شده و هر کدام از بازیگران به یک نسبت در دیالوگ های نوشته شده سهیم هستند اما این نسبت تا نیمه کار حفظ می شود و در سی دقیقه پایانی به وضوح شاهد بر هم خوردن این نسبت و افزایش دیالوگ های :اشکان خطیبی " و "ترانه علیدوستی "و کم شدن دیالوگ های "هومن برق نورد "و حتی "مهتاب نصیر پور"هستیم .

"افشین هاشمی " بازیگر اصلی ایفاگر نقش "چو " نیز با وجود تلاش ستودنی و ارزشمند خود از نظر لهجه قادر نیست بصورت روان دیالوگها را بگوید ولی قرائن اجرا نشان می دهد که با سماجت و قدرت فراوان و تمام انرزی به اجرا پرداخته است .

دیالوگها به گونه ای نوشته و تنظیم شده است که تماشاگران که به احتمال زیاد اغلبشان به زبان انگلیسی مسلط نیستند با کمی دقت و گوش کردن دقیق بخش زیادی از دیالوگها را بصورت نسبی متوجه می شوند و به اعتقاد من این یعنی موفقیت نمایش در برقراری ارتباط با مخاطب ایرانی و در این نوع تجربه که هم برای گروه و هم تماشاگر جدید است می تواند یک نوع پیروزی تلقی شود .

به نظر می رسد این نمایش در اجراهای خارج از کشور بتواند با مخاطب خارجی و بخصوص انگلیسی زبان ارتباط مناسبی برقرار کند .

شاید عده ای گمان می کنند این شیوه کاری رحمانیان و این نوع نو آوری از باب روشنفکری و متفاوت بودن صورت گرفته( که در حقیقت چنین است) اما با فرض قریب به یقین موفقیت اکران جهانی این تئاتر در فراتر از مرزهای ایران آیا نباید به این نوآوری روشنفکرانه تبریک گفت ؟معتقدم رحمانیان با این اجرا همچون کار قبلی خود(فنز)خواهد توانست در خارج از کشور نیز موفق باشد ولی تفاوت "مانیفست چو" با اثر قبلی کارگردانش در این است که تماشاگران خارج از کشور به دو دلیل عمده با آن ارتباط خوبی برقرار خواهند کرد :اول – زبان اجرا و دوم – موضوع که با توجه به اطلاع رسانی وسیع و دقیق رسانه های ارتباط جمعی جهان برای اغلب افراد بخصوص قشر تحصیل کرده جهان امروزدر دنیای مدرن اروپا و امریکا موضوعی بدیع و عجیب است و کمتر بدین شکل به آن پرداخته شده است .

نکته جالب نمایش شروع آن است . این نمایش شروع ندارد . معمولا در شروع هر نمایش ابتدا تماشاگران دقایقی قبل از شروع در جایگاه خود مستقر می شوند و سپس نمایش آغاز می شود اما در این نمایش بازیگران از لحظه شروع کار با تماشاچیان هستند و در هنگام نشستن تماشاچی‌ها شاهد دخالت مستقیم بازیگران هستیم که به زبان انگلیسی بازیگران را تهدید می کنند که سریع سر جای خودشان بنشینند و از جایشان تکان نخورند و حتی تماشاچیان را تهدید می کنند که باید سریع موبایل هایشان را خاموش کنند و یا در مورد تسریع در خاموش کردن موبایلها به انگلیسی هشدار می دهند . به نظر می رسد این نوع شروع به نوعی خلاقیت و نوآوری جالبی باشد که تا کنون کمتر مخاطب تئاتر ایرانی با آن بر خورد کرده است .

در این تئاتر میزانسن‌ها درست و حرکت‌های بازیگران بسیار دقیق طراحی و اجرا شده بود و تقسیم بندی و تفکیک نقش هر کدام از بازیگران و بکارگیری ابزارهای نمایشی در هر صحنه با دقت و ابتکار عمل کلیه بازیگران صورت می رفت. برای مثال در برخی از صحنه ها کاملا مشخص بود که یکی از بازیگران مسئول توزیع وسایل است و در برخی از صحنه ها نیز همگی بازیگران در توزیع وسایل و ابزراهیا مورد استفاده در صحنه یا جمع کردن آن همکار ی می کردند .نمونه بارزش صحنه ای بود که خطیبی و برق نورد در لباس بیمارستان یا در حقیقت تیمارستان با دستانی از پشت بسته و گره خورده در صحنه دراز کشیده بودند و در یک لحظه شاهد خاموش شدن نور صحنه و حضور همه بازیگران با چراغ قوه برای باز کردن این گره ها و در آوردن لباس بیمارستان هستیم . معتقدم بازی‌ها تا حدود زیادی مناسب و روان بودو ریتم روایت هم به خوبی رعایت شده بود. حضور گروه موسیقی در گوشه صحنه هارمونی و فضای خاص صحنه را به هم زده بود . نوع پوشش و لباس دو نوازنده با پوشش بازیگران متفاوت و کاملا معمولی بود . به نظرم حضورشان در پشت صحنه یا با لباسی همرنگ و هم نوع بازیگران می تواسنت بهتر باشد .

در نهایت معتقدم این کار نمایشی نو آورانه و خلاقانه در تئاتر مستند است که رحمانیان با بکارگیری بازیگران حرفه ای و شناخته شده سینما و تئاتر توانسته است به خوبی دست به این تجربه نو آورانه بزند . به یقین اگر دست رحمانیان در مهتمرین ابزارش یعنی "سبد بازیگران خوب" این تئاتر بازنبود ،هرگز شاهد تحقق این تجربه نبودیم . بازیگرانی که در عین شایستگی و تسلط به بازی در تئاتر یا به زبان انگلیسی مسلط هستند و یا تلاش بسیار زیادی را برای اجرا بکار برده اند که ستودنی است.

نکته یکی مانده به آخر

محمد رحمانیان در یادداشتی بر این نمایش می نویسد: «نمایشنامه "مانیفست چو" بیش و پیش از هر چیز، مدیون آثار "محمد چرمشیر" است. هنگامی که نوشتن "مانیفست چو" را آغاز کردم، پس از چند روز دریافتم که در ساختن فضایی گروتسک، فضایی که خیر و شر آن نامعلوم است و همگان در جهانی مضحک و در عین حال نوآور غوطه ورند، احتیاج به یک راهنما و بهتر بگویم "بلد راه " دارم.

این بود که به سراغ نمایشنامه های چرمشیر رفتم. چه آنها که منتشر شده اند و چه نمایشنامه های قدیمی تر، مربوط به سالهای 59 و 60 که هنوز به چاپ نرسیده اند. و دوباره و دوباره، مهارت او را در خلق فضاهایی غریب با آدم های به ظاهر معمولی و دایره واژگانی اندک ستودم.

چندان امیدوار نیستم که شاگرد خوبی برای چرمشیر باشم، اما با این یادداشت کوچک، سعی کردم ادای دینی به یکی از استادانم در نمایشنامه نویسی داشته باشم. پس این نمایش کوچک تقدیم می شود به "محمد چرم شیر"، شیر بزرگ.»

و روایت آخر

روی بروشوریا پوستر نمایش (که در قطع و شکل عجیبی هم منتشر شده و منقوش به تصاویر خردسالی بازیگران آن و صحنه هایی از نمایش و نیز عکس دسته جمعی گروه نمایش پرچین به همراه کارگردان اثر بود)به این نکته اشاره شده است :نمایشی که در میانه بازی اجرا می شود نوشته "چو سونگ هوی" است ... سالها پیش تو ایالت یوهانگ کره پسری به دنیا اومد که فقط یه دست داشت . دست راست و دست چپ نداشت . دوستاش و همکلاسیاش صداش می زدند "یه دستی" ...ولی خودش به خودش می گفت "پسر علامت سئوالی" ! یه روز پدرش پسر رو که حالا ده سالش شده بود به استاد رزمی رشته ی "جوجیتسو" سپرد و گفت :پسرم باید قهرمان بشه ،قهرمان اول کره ! استاد قبول کرد و پسر علامت سئوالی رو آموزش داد ،ولی فقط یک فن به او یاد داد ...شش ماه گذشت ،یک سال ،دو سال ،پنج سال ،ده سال ،پسر علامت سئوالی 20ساله شد ،ولی فقط همون یک فن رو بلد بود ...سرانجام وقتش رسید که در مسابقات شهر پوهانگ شرکت کنه ...و اون با همون یک فن همه حریفاشو شکست داد ...

بعد رفت به مسابقات "اینچئون" ،"داگو"،"گیونگ جو"،و اونجا هم تونست با همون یک فن همه قهرمانها رو شکست بده و سرانجام پسر علامت سئوالی قهرمان کره شد ...

یک روز پسر علامت سئوالی از استادش پرسید :استاد من چطور تونستم با همین یک دست همه حریفامو شکست بدم ؟استاد گفت :دو تا دلیل داشت پسرم ..دلیل اول :تو یک فن رو یاد گرفتی ..خیلی بهتر از بقیه ...ده سال تموم روی همین یک فن کار کردی ،همه امیدت شد همین یک فن..و همین یک فن برای شکست بقیه کافی بود ...ودلیل دوم :حریفا فقط یه جور می تونستن بااین فن تو مقابله کنن ،اونم این بود که دست چپ تو رو بگیرن و تو رو به سمت خودشون بکشن ...ولی تو دست چپ نداشتی "پسر علامت سئوالی" ..تو هیچوقت دست چپ نداشتی .....

توضیح - این یادداشت با کمی تلخیص و حذف دو پاراگراف آخر در روزنامه "بانی فیلم" شماره 1367روز شنبه هفتم دیماه 1387خورشیدی در صفحه 9(صفحه تئاتر)منتشر شده است .

|+| نوشته شده توسط تئاتری در یکشنبه بیست و نهم دی 1387  |
 هم آوا
تصاویر نمایش جنجالی "مانیفست چو"

اجراي نمايش مانيفست‌چو به كارگرداني محمد رحمانيان در سالن چهارسو

اجراي نمايش مانيفست‌چو به كارگرداني محمد رحمانيان در سالن چهارسو

اجراي نمايش مانيفست‌چو به كارگرداني محمد رحمانيان در سالن چهارسو

اجراي نمايش مانيفست‌چو به كارگرداني محمد رحمانيان در سالن چهارسو

اجراي نمايش مانيفست‌چو به كارگرداني محمد رحمانيان در سالن چهارسو

اجراي نمايش مانيفست‌چو به كارگرداني محمد رحمانيان در سالن چهارسو

مردمک: نمایش «مانیفست چو» از سوی برخی از رسانه‌ها نمایشی مبتذل خوانده شد، اما مرکز هنرهای نمایشی با دفاع از اجرای آن اعلام کرد که این نمایش یک اثر ضدآمریکایی است و مبتذل خواندن آن درست نیست.

نمایش مانیفست چو به کارگردانی محمد رحمانیان که در سالن چهارسوی تئاتر شهر بر روی صحنه‌ رفته، با شیوه اجرایی مستند قصد دارد داستان غم‌انگیز کشتار دانشجویان دانشگاه ویرجینیای آمریکا را روایت ‌و نقد کند.

محمد رحمانیان پس از اجرای شب دوم دی نمایش مانیفست چو به روی صحنه رفت و با انتقاد از برخورد برخی رسانه‌ها گفت که امیدوار است ‌آنها باعث توقيف این نمايش نشوند.

رحمانیان در ادامه سخنش گفت: «من نويسنده‌ای هستم که کارم نوشتن است و نمايش‌ام را با مجوز کسانی اجرا می کنم که بايد اين مجوز را صادر می‌کردند.»

مهتاب نصیرپور، سیما تیرانداز، ترانه علیدوستی، اشکان خطیبی، هومن برق‌نورد و افشین هاشمی بازیگران این نمایش هستند و شادروان احمدآقالو هم در اثر ویدیویی که برای نمایش ساخته شده، ایفای نقش کرده است.

نمایش مانیسفت چو به زبان انگلیسی اجرا می‌شود.

مانیفست چو، در سالی پر حاشیه

این نمایش با ادعای «وضع نامطلوب حجاب» و «استفاده از الفاظ رکيک انگلیسی» توسط بازيگران، با اعتراض رو به رو شد، در چالی که سال گذشته هم با اجرای چند دقیقه‌ای بازیگرانش در محوطه تئاتر شهر در آخرین روز جشنواره تئاتر فجر، به یکی از خبرسازترین نمایش‌های سال تبدیل شده بود.

مانیفست چو پیش از این قرار بود در در جشنواره بيست و ششم تئاتر فجر اجرا شود.

نام اين نمايش در فهرست نمايشنامه‌های پذيرفته شده در مرحله بازخوانی بخش بين‌الملل جشنواره نوشته شد، اما کمی پس از آن محمد رحمانیان اعلام کرد که به دلیل ناعادلانه بودن شرایط کار و بازبینی‌ها، از حضور در جشنواره کناره‌گیری می‌کند.

گروه نمایش مانیفست چو که مدت‌ها است از امکانات مرکز هنرهای نمایشی استفاده نمی‌کند، در موسسه فرهنگی کارنامه تمرین‌های خود را انجام داده‌اند و برای آخرین جلسه تمرین نمایش که همزمان با شب پایانی جشنواره بود، رسانه‌ها را به دیدن نمایش دعوت کردند.

در همان روز وزارت ارشاد از انجام تمرین این نمایش جلوگیری کرد و محمد رحمانيان در اعتراض به وزارت ارشاد، همراه با گروه بازيگرانش، بخش‌های کوتاهی از نمايش را در برابر در اصلی مجموعه تئاتر شهر اجرا کردند.

محمد رحمانیان کارگردان سرشناس تئاتر ایران است که نمایش «فنز» از جمله محبوب‌ترین آثار نمایشی او است.

به نظر می‌رسد اعتراض‌ به شیوه گفتار متن نمایش مانیفست چو، سوءتفاهمی بیشتر نباشد، چرا که با توجه به مضمون مستند و انتقادی آندرباره یک رویداد حقیقی در آمریکا، زبان و کلمات خاص همان فرهنگ در نمایش به کار گرفته شده و از مرحله بازبینی‌ها هم گذشته است.

|+| نوشته شده توسط تئاتری در یکشنبه بیست و نهم دی 1387  |
 کانون تئاتر دانشگاه خواجه نصیرطوسی
به بهانه اجرای مانیفست چو در تالا‌ر چهارسو، هیولا‌ی کشتار روی صحنه

ارسال توسط amir_tabrizi در تاریخ ۱۳ - دی - ۱۳۸۷

همین یک سال پیش بود که داستان “چو” چند هفته ای بر صدر اخبار تمام خبرگزاریها و شبکه‌های خبری جهان بود.‌ “سو هوی چو”، یک شرقی بود. یک کره ای مهاجر که سیزده سال از عمرش را در آمریکا زندگی کرد. دانشجوی ۲۳ ساله ساکت و آرام سال آخر رشته زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه ویرجینیا که سال ۲۰۰۷ با کشتن ۳۲ نفر و خودش بزرگترین کشتار را در یک مجتمع آموزشی به راه انداخت. او پیش از این که دست به چنین کشتاری بزند فیلمی را از خودش گرفته است ودر ۱۸۰۰ کلمه به شرح وقایعی که بر او گذشته است می پردازد و از طریق پست به شبکه ‌NBC می فرستد.‌ یک بار دیگر‌ چو مانیفستش را روایت کرد. اما این بار در تالا‌ر کوچک چهارسو تئاتر شهر و از زبان محمد رحمانیان. ولی این بار چو یک نفر نبود که بیش از ده نفر بودند. ‌
‌ محمد رحمانیان که پس از کش و قوسهای فراوان مجوز اجرای این نمایش را گرفت، توانست اجرای متفاوتی را به نمایش بگذارد نمایشی که بیش از همه از نظر زبان و فرم روایت متفاوت تر از دیگر کارهای رحمانیان و حتی تجربه بازیگری بازیگران آن است.‌ در طول تمام زمان نمایش دنبال کلید استفاده از زبان انگلیسی گشتم. اما متأسفانه هیچ کلیدی در کار نبود. روزهای قبل مصاحبه‌دست اندرکاران نمایش را خوانده بودم. می‌گفتند به دلیل وجود بخش‌های فیلم‌های مستند به زبان انگلیسی، و ایجاد یکدستی، کل نمایش به انگلیسی نوشته شده است ! تا نمایش را ندیده بودم، این دلیل را توانستم قبول کنم، اما بعدش نه، و به هیچ وجه ! تمام مدت این فیلم مستند به ۱۰ دقیقه هم نمی‌رسید و یک مونولوگ طولا‌نی شخص “چو” بود.‌ تئاتربین‌های ما چند نفرند ؟ حال از این چند نفر، چند نفر به زبان انگلیسی تسلط کامل دارند تا بتوانند از این نمایش سر در بیاورند ؟ وقتی به این ارقام نگاه کارشناسانه بیاندازید متوجه می‌شوید که این نمایش تنها با تعداد انگشت‌شماری رابطه برقرار می‌کند و نمی تواند حقیقت و رسالت خود را به شکلی وسیع منتقل کند. البته اگر هدف گروه، انتقال و نمایش این حقیقت به مخاطب باشد، که حتما هست و جز این نمی‌تواند باشد !
خب این چه کاری‌ست ؟ یک اطوار روشنفکری ؟ یا یک تمرین برای اجراهای خارج از ایران یا اگر خدا بخواهد فستیوال‌ها ؟ یا یک فرم برای ایجاد تبلیغات ؟ یا نمایش قدرت در نوشتن به زبان انگلیسی ؟حال از مسئله زبان نمایش که بگذریم در بخش اجرا کار توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند.نگاه اعتراضی، روانشناسانه و در لحظاتی هجو آمیز رحمانیان به واقعه کشته شدن دانشجویان آمریکایی به دست همکلا‌سی خود در “مانیفست چو” از این واقعه نمایشی به دست داده که تماشاگر را عصبی می‌کند، می‌خنداند، می‌گریاند و مناسبات جامعه امروزی آمریکا و حتی جهان را پیش چشمش جراحی می‌کند.مانیفست چو نمایشی است که بر مدار بازروایت گسسته و ساختار شکسته رویدادی واقعی شکل می‌گیرد اما در مواردی با نقد مناسبات اجتماعی و ریشه یابی کمبودها و رفتارهای انسانی جهان مدرن و مصرف گرا را به سخره می‌گیرد، وضعیت جوامع چند فرهنگی و مهاجرپذیر را نقد می‌کند و نشان می‌دهد انسان جانی متولد نمی‌شود اما همه انسانها می‌توانند جانی بمیرند. ‌
“مانیفست چو” قصد ندارد تنها در هم شکننده نگره کلا‌سیک جانی - قربانی باشد ( نگره ای که قبل از این بارها در سینما و تئاتر درهم شکسته) این نمایش اگر چه می‌خواهد تماشاگر را از علتهای رویداد کشتار دانشجویان آمریکایی آگاه کند اما تنها در پی روایت صرف رویداد نیست و تماشاگر را با ابزارهای مختلف و صد البته بازی روان بازیگران با وجود زبان غیر بومی‌نمایش به کشف زوایای ناشناخته متن نایل می‌کند.
در “مانیفست چو” این فرم خاص نمایش، بازیهای درخشان بازیگران و همچنین موسیقی است که حظ هنری را برای تماشاگر ایجاد می‌کند نه صرفا نمایش مجموعه مصایب”چو” و ساز و کار جامعه ای که عاقبت از یک دانشجوی مهاجر یک عامل کشتار دست جمعی می‌سازد.
تئاتر و به طور عام هنر از رهگذر همین شیوه اجرا و سایر ویژگی‌های مختص به هر اثر هنری است که برای مخاطبش حظ آفرینی می‌کند و سرانجام هم همین است که معیار ارزش گذاری خواهد شد. ‌
این نمایش است که “چو” را در معرض نگاه تماشاگر قرار می‌دهد، بی آنکه قضاوتی را تحمیل کند و تماشاگر است که سوای حظ هنری در پایان نمایش درباره انسانی که در معرض نگاه قرارداده شد قضاوت خواهد کرد.در این نمایش جامعه با فرد همدلی ندارد و این مسلم ترین تعریفی است که از رابطه میان فرد و جامعه می‌توان به دست داد پس جامعه فرد نوروتیکی مثل “چو” را زیر چرخ دنده‌های مکانیسمش خرد می‌کند. جامعه به همین دلیل جمع بودنش، مکانیسمی‌را تشکیل می‌دهد که امکان رویارویی فردی با آن نیست.
چو که دانشجویی مهاجر است (آن هم از یک کشور جهان سومی)، و عادت به تحقیر شدن دارد در معرض خطرناک این مکانیسم قرار گرفته و در ساز و کار آن خرد شده تا جایی که برای مقابله با جمع سلا‌ح برمی‌دارد و دست به کشتار جمعی می‌زند. ‌
“مانیفست چو” همین را می‌خواهد نشان بدهد هر چند به قیمت نشان دادن چنین ساز و کاری در مقابل اسلا‌ید چهره‌های معصوم دانشجویان کشته شده ی ویرجینیا تک چهره کریهی از آنها در ارتباط با چو نمایش بدهد.” هیولا‌ این مردم هستند”! جمله ای است که از زبان بازیگر خطاب به تماشاگران گفته می‌شود و شاید درست همینجاست که تماشاگر احساس می‌کند نمایش برای توجیه قتلهای چو نوشته شده است و البته امیدوار هم هست که نمایش قصد متقاعد کردن او را نداشته باشد. چیزی که مسلم است این است که “مانیفست چو” هر طور که دیده شود قصد توجیه کشتار را ندارد بلکه به دنبال این است که موقعیت انسانی چو را برای ما دراماتیزه کند و در اینکار موفق عمل می‌کند. حتی اگر خیال کنیم که به این منظور فقط خود موقعیت و نه حقایق دیگر را از ماجرای کشتار دانشجویان قرض گرفته باشد.در پایان باید گفت رحمانیان “مانیفست چو” را خوب نوشته و خوب کارگردانی کرده است و بازی بازیگران “مانیفست چو” هم بی نقص است. ‌
در مانفیست چو با وجود استفاده فراوان بازیگران از برخی از کلمات و حرکات که تماشاگر را آزرده می‌کنند موسیقی، طراحی لباس و سایر اجزای صحنه کارکرد خوبی دارند و چو ومانیفست کشتارش را خوب دراماتیزه کرده و در معرض ما قرار می‌دهند البته نه این که کار چو را خوب مانیفست کرده باشند

|+| نوشته شده توسط تئاتری در یکشنبه بیست و نهم دی 1387  |
 بانی فیلم- چهارشنبه 25/10/87

 

« مانيفست چو » در فجر

محمد رحمانيان كه اين روزها نمايش «مانيفست چو » را در تالار «چهارس سو » به صحنه

مي برد، از اجراي اين نمايش در جشنواره بين المللي تئاترفجر خبر داد.

رحمانيان به ايسنا، گفت: قرار است نمايش در بخش مسابقه بين الملل به صحنه برود،

البته به دليل حضور دو تن از بازيگران در نمايش «شكار روباه » امكان اجراي نمايش ما در

دو روز اول جشنواره وجود ندارد و قرار است در روز سوم اجرا داشته باشيم.

|+| نوشته شده توسط تئاتری در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387  |
 خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران -1387/10/24

 مانيفست‌چو به جشنواره‌ي تئاتر فجر مي‌آيد

محمد رحمانيان كه اين روزها نمايش «مانيفست‌چو» را در تالار «چهارسو» به صحنه مي‌برد، از اجراي اين نمايش در جشنواره بين‌المللي تئاترفجر خبر داد.

رحمانيان به خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: قرار است نمايش در بخش مسابقه بين‌الملل به صحنه برود، البته به دليل حضور دو تن از بازيگران در نمايش «شكار روباه» امكان اجراي نمايش ما در دو روز اول جشنواره وجود ندارد و قرار است در روز سوم اجرا داشته باشيم.

نمايش «مانيفست چو» اثري مستند درباره‌ي حادثه گروگان‌گيري دانشگاه ويرجينيا آمريكا است كه با حضور بازيگراني همچون «مهتاب نصيرپور»، «سيما تيرانداز»، «ترانه عليدوستي»، «افشين هاشمي»، «هومن برق‌نورد»، و «اشكان خطيبي» به صحنه مي‌رود.

محسن شاه‌ابراهيمي طراحي صحنه اين نمايش را كه به زبان انگليسي اجرا مي‌شود، برعهده دارد.

گفتني است اين نمايش با حضور تصويري زنده‌ياد احمد آقالو اجرا مي‌شود و آخرين فعاليت اين بازيگر را در عرصه‌ي تئاتر است.

انتهاي پيام

كد خبر: 8710-13533

|+| نوشته شده توسط تئاتری در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387  |
 فرهنگ و هنر - تئاتر -01-13-2009

آخرين خبرها از جشنواره‌ي تئاتر فجر
آغاز پيش‌فروش بليت‌ها از 29 دي ماه با 30 درصد تخفيف براي دانشجويان

بليت‌هاي بيست‌وهفتمين جشنواره‌ي بين‌المللي تئاتر فجر از يكشبنه 29 دي‌ تا سه‌شنبه اول بهمن پيش‌فروش مي‌شود.

به گزارش بخش تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پيش‌فروش بليت‌هاي تمامي سالن‌هاي اين جشنواره از طريق گيشه مجموعه تئاتر‌شهر و از ساعت 10 تا 16 روزهاي ياد‌شده صورت مي‌گيرد.

ذكر اين نكته ضروري است كه درايام برگزاري جشنواره، هيچ بليطي پيش‌فروش نخواهد شد و مابقي بليت‌ها در صورت موجود بودن، از طريق تالارهاي اجرا روزفروش مي‌شود.

دبيرخانه جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر اعلام كرد: بليت نمايش‌هاي جشنواره بيست‌وهفتمين براي دانشجويان رشته تئاتر با 30 درصد تخفيف و براي خانواده شهدا و جانبازان با 50درصد تخفيف عرضه مي‌شود.

گفتني است كه تخفيف‌هاي اعلام شده صرفا درايام پيش‌فروش با ارائه‌ي كارت شناسايي معتبر در نظر گرفته شده و ضروري است خانواده شهدا و جانبازان نيز براي برخورداري از اين تخفيف و دريافت بليت به دبيرخانه جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر كنند.

*************************

انتهاي پيام

كد خبر: 8710-13506
|+| نوشته شده توسط تئاتری در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387  |
 خبرگزاری فارس-سه شنبه 24 دي 1387

چگونگي پيش فروش بليطهاي تئاتر فجر اعلام شد

خبرگزاري فارس: بليطهاي بيست و هفتمين جشنواره بينالمللي تئاترفجر از يكشنبه 29 دي تا سهشنبه اول بهمن پيشفروش ميشود.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از ستاد خبري بيست و هفتمين جشنواره بين‎المللي تئاترفجر ، پيش‎فروش بليط‎هاي تمامي سالن‎هاي اين جشنواره از طريق گيشه مجموعه تئاترشهر و از ساعت 10 تا 16 روزهاي ياد شده صورت مي‎گيرد.
ذكر اين نكته ضروري است كه در ايام برگزاري جشنواره ، هيچ بليطي پيش فروش نخواهد شد و مابقي بليط‎ها ؛ در صورت موجود بودن ، از طريق تالار هاي اجرا روز فروش مي شود.
دبيرخانه جشنواره بين المللي تئاتر فجر اعلام كرد: بليط نمايش‎هاي جشنواره بيست و هفتم براي دانشجويان رشته تئاتر با 30 در صد تخفيف و براي خانواده شهدا و جانبازان با 50 درصد تخفيف عرضه مي شود.
گفتني است كه تخفيف هاي اعلام شده صرفاً در ايام پيش‎فروش با ارائه كارت شناسايي معتبر در نظر گرفته شده و ضروري است خانواده شهدا و جانبازان نيز براي برخورداري از اين تخفيف و دريافت بليط به دبيرخانه جشنواره بين المللي تئاتر فجر كنند.
انتهاي پيام/

|+| نوشته شده توسط تئاتری در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387  |
 

يک ماه با سرزمين هاي تئاتري تهران

به احترام يکي دوصحنه خوب
ايثار ابومحبوب
هر نمايش که پايان مي يابد به احترام يکي دو صحنه خوب و گاه فقط يکي دو لحظه خوب برمي خيزيم و براي بازيگران کف مي زنيم. گاهي حتي همين هم نيست و فقط به احترام زمان هايي که گروه صرف تمرين کرده است و زحمتي که کشيده است و به اين معناي کلي که؛ «به هر حال خسته نباشيد،» برمي خيزيم و کف مي زنيم و من فکر مي کنم که چه رسم خوبي است، اما کدام يک از ما هست که لحظه يي را تجربه نکرده باشد که دلش بخواهد دست نزند و عصباني باشد؟ لحظه يي که دلمان مي خواهد بغل دستي هايمان خداي نکرده گمان نکنند از اين نمايش لذت برده ايم.

در تئاتري که هيچ سليقه منسجم و انديشه يي بر آن مديريت نمي کند، حق تماشاگري که پول بليت را مي پردازد بيش از همه پايمال مي شود. پس دست نزدن و ترک سالن کمترين حق تماشاگر است هنگامي که به سادگي احساس مي کند کاري را نمي پسندد. جدا از احتمال تخريب تئاتر شهر يکي ديگر از آفت هاي تئاتر ما در اغلب سالن ها اين است که ترک سالن بدون سر و صدا کار ساده يي نيست. قسم مي خورم که در جشنواره فجر سال گذشته شاهد کتک خوردن يک تماشاگر به دست يک دستيار کارگردان بودم که احساس کرده بود در صداي پاي اين تماشاگر هنگام خروج تعمدي اعتراض آميز حس مي شود. آن سيلي را که تماشاگر خورد هرگز از ياد نمي برم و اينکه تا آنجا که به ياد دارم نه آن گروه و نه آن دستيار به خاطر اين سيلي و يقه کشي هاي بعدش و فحش هايي که حواله آن تماشاگر کردند، ضرري را متحمل نشدند جز اينکه احساس کردند اجرايشان به خاطر سر و صداهاي پشت صحنه خراب شد و احتمالاً هميشه اين طور به خاطر خواهند آورد که تقصير آن تماشاگر بود که باعث شد ما بر سرش فرياد بکشيم و کتکش بزنيم، وگرنه اجراي ما خوب مي شد، نه مدير وقت تئاتر شهر چيزي به آنان گفت- تا آنجا که من در جريانم- و نه اتفاق پيچيده ديگري رخ داد. پس بد نيست گروه هايي که مي دانند تماشاگرشان به محض ديدن پنج دقيقه اول ممکن است به فکر ترک سالن بيفتند، دو بدنساز را که از باشگاه هاي بيليارد محافظت مي کنند پشت در بگذارند. هيچ مشکلي براي کساني که به هر طريق ممکن به تماشاگر توهين کنند پيش نخواهد آمد؛ من ضامن، اين روزها بدجور به اين گونه از دستيار/ باديگاردها براي حفظ تماشاگر نياز هست. گاه هنگام تماشاي نمايش آرزو کرده ام صندلي دهان باز کند و مرا ببلعد و وقتي چشم باز مي کنم بيرون سالن باشم، بدون اينکه مجبور باشم از زير سيم خاردارً نگاه کشنده کارگردان يا دستيار که پشت در سالن منتظر خروج کنندگان اند، بگذرم. اميدوارم اين مقدمه خواننده را به کل نااميد نکرده باشد. هميشه ديدن چند تئاتر بد، ارزش ديدن يک تئاتر خوب را به ما يادآوري مي کند و در يک ماه و نيم گذشته لحظه هاي خوب و حتي نابي نيز بر صحنه هاي تئاتر تهران خلق شده است. بگذريم.


من دگر من نيستم، توام
(«مانيفست چو» به کارگرداني محمد رحمانيان)

شايد شباهت «خداي کشتار» با «مانيفست چو» در اين باشد که هر دو خشونت را امري ساختاري و گريز ناپذير تلقي مي کنند. تفاوتشان هم شايد اين باشد که رضا در نمايشنامه اش خشونت را حاصل طبيعي ارتباط انساني و رحمانيان با کارگرداني اش خشونت را امري گفتماني ارزيابي مي کند. رضا خشونت را در پس انواع موذي گري ها و مظلوم نمايي هاي روزمره به نمايش مي گذارد اما رحمانيان خشونت را رفتاري حاصل واکنش به گفتمان قدرت به حساب مي آورد و به تعبيري کساني را که خشونت را مطرح کرده و محکوم مي کنند وادار مي کند به بازخواني روند پيش توليد خشونت بپردازند و ردپاي گفتمان اجتماعي را در آن بيابند. در نهايت اينکه رحمانيان قائل به قهرماني نيک و مظلوم است که فاقد خشونت ذاتي است اما به آن دست مي زند. از سوي ديگر قهرمان او باز هم اين مفهوم را يادآوري مي کند که خشونت فقط کشتار و زدن نيست. جامعه در حق فرد مدام در حال اعمال خشونت رواني است. رضا از خشونتي مظلوم نمايانه سخن مي گويد، اما رحمانيان در پي چهره مظلوم فرد خاطي و گشودن بيشتر ابعاد دروني و انساني اوست. اين شايد کمي بيش از حد اخلاقي به نظر برسد و در مقام مقايسه با «خداي کشتار» انگار جهان دو قطبي تري از خير و شر را تصوير مي کند، اما نه چنان دو قطبي که نمايشنامه «کرگدن». شايد هم در راستاي ايجاد شفقت و الفت ميان مخاطب با قهرمان باشد. هرچه باشد ما هنوز مظلوم پروري را در زندگي و درام بيش از هر چيز ارج مي نهيم. با اين تفاسير حال که به نظراتي که اين نمايش را مبتذل خوانده اند مي انديشم، به جرات مي گويم که هيچ چيز مبتذل تر از ناداني نيست. دستاويزي به اين عياني در اين کار براي عصبانيت نشان دادن وجود دارد و ابتذال را اختراع مي کنند، خب آنها هم مثل بقيه به اجراي انگليسي اثر اعتراض مي کردند، نمي شد؟

اين روزها همه پرسه گردان تئاتر از هم مي پرسند؛ «مانيفست چو را ديدي؟» بعد اخمي مي کنند و مي گويند «چرا انگليسي اجراش کردن؟» اينکه چرا اين اثر مي تواند به انگليسي اجرا شود اينجا در اين يادداشت پاسخ - و شايد توجيه- ديگري مي يابد. اما آنکه اجراي انگليسي اين نمايش چرا سوال برانگيز و براي بسياري ناراحت کننده است همان گونه که در جاي ديگري کمي بدان پرداخته ام و ديگران نيز گفته اند و نوشته اند، امري است که جداگانه بايد جدي تلقي شود و شايد در فرصتي پس از رنج و خستگي مکافات هاي اجرا توسط رحمانيان بدان انديشيده شود. اين نمايش اگرچه فاقد امتياز ديگر نمايش ها بود و به زبان فارسي نبود، اما به زبان تئاتر بود و اين امتيازي بود که بسياري از آثار ديگر فاقد آن بودند.

زبان انگليسي در نمايش «مانيفست چو» يک خشونت در حق تماشاگران و حتي بازيگران است. اما مگر نه اينکه اين نمايش درباره خشونت است؟ مگر نه اينکه بازيگران هنگام ورود تماشاگران با خشونت و به زبان انگليسي تحکم مي کنند؟ پس اين رمز را آيا نبايد پيچيده تر از اين ارزيابي کرد؟ زبان انگليسي در اين نمايش فارغ از حاشيه هاي بيرون از قاب نمايش، کارکردي دوگانه در ارتباط با امر سلطه و خشونت مي يابد. از يک سو عامل خشونت است و تعيين کننده سلسله مراتب خشونت. بازيگران به زباني بر صحنه سخن مي گويند که زبان مادري شان نيست و نقش آدم هايي را بازي مي کنند که زبان انگليسي براي آنها هم زبان مادري نيست و ناگزيرند در مقابل يک تصوير مسلط بپذيرند که به زباني سخن بگويند که براي آنها يک سد است. بدين ترتيب زبان انگليسي برايشان بازنمودي از سلطه و راهي براي اعمال خشونت مي شود. حال به درون قصه متن برويد و مهاجري را تصور کنيد که دچار بي سرزميني و بي زباني است. يک مهاجر در هر جاي دنيا براي ادامه حيات ناگزير است نخست در زبان مادري خود يک مرگ را تجربه کند و در زبان سرزمين دومش متولد شود، بر آن مسلط شود و حتي به آن بنويسد. او تا آموختن کامل زبان تازه دچار تحقير شدگي و «ديگري بودن» در سرزميني است که قرار است آينده او باشد. حتي اگر نتواند ته مانده هاي لهجه مادري را در خود بکشد بايد تا آخر عمر يک بيگانه باقي بماند و تحقير و تمسخر شود. اين را ما ايرانيان که در سرزميني با اقوام و زبان هاي متعدد زندگي مي کنيم بايد به خوبي بدانيم. ما اين خشونت زباني مدام در حق هم مرتکب مي شويم بدون اينکه چندان آن را جدي بگيريم. اما تحقير شونده در سکوت به اين خشونت مي انديشد و مدام بيش از پيش از خود شرمنده و نااميد مي شود. در نمايش «مانيفست چو» اين خشونت در حق چو به زبان محدود نمي شود. او مدام در حال دروني کردن خشونتي است که از طريق جامعه به او اعمال مي شود و در نهايت او تنها خشونت دروني شده را بيروني مي کند. اما اين خشونت در لايه هاي روايي چندگانه يي در حق همه بازيگران تکرار مي شود. مجبور شدن به بازي، خودش امري خشونت بار است، زيرا فرد را ناگزير مي کند از هستي و هويت خود عقب نشيني کند و حتي از آن تهي شود. فرد ناگزير از انکار خود به نفع ديگري است؛ ديگري مسلط. و در اين نمايش با تکيه بر آنچه شايد ميراث «پيتر وايس» و «ژان ژنه» باشد اين خشونت در چيزي شبيه يک بازي در بازي ناگزير، تشديد مي شود. در هر لايه روايي که بدين طريق آفريده مي شود، بازيگر هنوز از هويت قبلي خود خالي نشده و آن را با خود حمل مي کند. پس با هر لايه جديد روايت، بازيگر يک بار ديگر به سرنوشت يک مهاجر دچار مي شود يعني در حالي که وجود پيشين خود را در وطني سيار با خود حمل مي کند، ناگزير است انساني تازه را بر خود سوار کند و کسي باشد که پيش از اين نبوده است. با فارسي حرف زدن يکي از بازيگران تنها در يک نوبت، درمي يابيم در هر نقشي که بر صحنه ديده مي شود وجودي سرکوب شده نيز نهفته شده است که فرصت ابراز وجود از او سلب شده است. همان گونه که امکان به فارسي سخن گفتن از بازيگران سلب شده، همان گونه که آنان به تصوير مسلط افتاده بر پرده که وظايف آنان را معين مي کند و خشونت را به صورت يک سلطه يکسويه از نظام گفتماني قدرت درمي آورد التماس مي کنند که مشکل شان اين است که اين زبان مادري شان نيست. و همان گونه که اين خشونت زباني به خاطر انگليسي رسمي و دشواري که چهره حاکم به آن سخن مي گويد حالت سلسله مراتبي پيدا مي کند (انگليسي زبان و انگليسي زبان تر سلسله مراتبي از احساس حقارت را توليد مي کند). و در نهايت همان گونه که امکان ارتباط بي دغدغه و بدون احساس کهتري براي تماشاگر با استبداد زباني که گروه اجرايي ايجاد مي کنند از او سلب شده است. اين يک روند سرکوبي در مقابل تماشاگر است و در او حس سرکوب شدگي را با موفقيت ايجاد مي کند. خواه کارگردان چنين تعمدي داشته باشد يا نه. گفتيم زبان انگليسي در عين حال در اين کار دو کارکرد متناقض مي يابد و گفتيم يک سوي آن اعمال خشونت در حق تماشاگر و بازيگر است اما متقابلاً مي تواند همچون امري ضد سلطه نيز عمل کند زيرا زبان فارسي را به عنوان زبان بديهي صحنه واسازي مي کند. امر بديهي را فرو مي ريزد و در همين فروريزي به نحوي ديگر باز مي سازدش. مي گويم بازمي سازدش چون توجه ما را نيز به آن جلب و ما را وادار به واکنش مي کند که نبايد چنين مي بود و بايد فارسي مي بود و همچنين چون که توجه ما را به زبان جلب مي کند. از سويي مانعي در راه فهم ادبي تماشاگر ايجاد کرده است و از سوي ديگر اين مانع کارکردي از جنس خود ادبيات مي يابد. مگر نه آنکه فرق ادبيات با زبان بديهي روزمره در ايجاد مانع در راه درک معاني صريح است و جلب توجه به خود مقوله زبان؟ حذف زبان فارسي باعث شده است متن و کلام حضوري به غايت خاضعانه بيابند و ارزش هاي زبان اجرا خود را نمايان تر سازند. با اين حال در دسته يي از مخاطبان احساس کهتري را ايجاد کرده است تا حدي که هر تلاش گروه را با خشونت پس زده و آن را توهيني به خود تلقي کنند. گمان مي کنم تماشاگر هميشه به سالن مي آيد با اين ميل که ميزاني از خشونت در حقش با ملايمت اعمال شود. اما گاه که حد اين ملايمت را شکسته مي يابد، ترس از آنکه خشونت به توهين و تحقير تبديل شود و اختيار حدود خشونت از دست او خارج شود و فقط به دست گروه اجرايي بيفتد، او را از گروه اجرايي و در نتيجه از تمامي فضاسازي آنها دور مي کند. البته بدون شک بيان اين گمان ادعاي خطرناک و ترسناکي است.
|+| نوشته شده توسط تئاتری در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387  |
 

عکسهای رکسانا مهر افزون

|+| نوشته شده توسط تئاتری در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387  |
 ایسنا -299656-زمان مخابره: 23/10/1387

 

 

برنامه نمايشي مجموعه تئاتر شهر تهران در هفته جاري اعلام شد

روابط عمومي مجموعه تئاتر شهر زمان اجراي فوق العاده چهار نمايشنامه "مانيفست چو"، ‌ را از روز سه شنبه 24 تا 27 ديماه در اين مجموعه اعلام کرد.

بر اساس نمابر ارسالي روابط عمومي مجموعه تئاتر شهر ،‌ نمايشهاي مانيفست چو و هفت خاج رستم روزهاي پنج شنبه و جمعه هفته جاري در دو نوبت 17 و 30/19 به ترتيب در تالارهاي چهار سو و قشقايي به اجرا در خواهد آمد.
همچنين نمايش مجسمه هاي يخي از روز سه شنبه هفته جاري تا پايان هفته در دو نوبت 17/30 و 19 در کارگاه نمايش اجرا خواهد شد.
بر اساس اين نمابر ،‌نمايش کرگدن به کارگرداني فرهاد آييش نيز در روز پنج شنبه 26 ديماه در دو نوبت طي ساعتهاي 16 و 19 عصر در تالار اصلي به اجرا در مي آيد.
اين نمابر مي افزايد :‌ تله تئاتر چشم در برابر چشم از نوشته هاي ويليام شکسپير نيز روز سه شنبه 24 ديماه جاري در سالن کنفرانس مجموعه تئاتر شهر به نمايش گذاشته مي شود.
شبد**1647

 

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 299656

|+| نوشته شده توسط تئاتری در دوشنبه بیست و سوم دی 1387  |
 
 
بالا